داستان جالب سنجش

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسدو شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.

 

پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»

 

زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.»

 

پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد.»

 

زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

 

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: «خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.» مجددا زن پاسخش منفی بود.

   مطالب جالب و خواندنی 

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.»

 

پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند.»

 


ارزشمند ترین کلمات زندگی...!



سازنده ترین کلمه" گذشت" است... آن را تمرین کن

 

  پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.


 عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.


 بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.


 سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.


 خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.


 ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.


 بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.


 با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.


 پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.


 سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.


 روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.


 ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.


 تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.


 محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.


 سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.


سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.


 شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.


 لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.


 حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.


 ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.


 سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.


 اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.


 بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.


 دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.


 زیباترین کلمه "راستی"است... با ان روراست باش.


 زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.


 ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟


 موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.


 آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.


 عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.


 دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.


 سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.


 مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.


 تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.


 کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.


 صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.


 بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.


 ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن.


 قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"آست... راز زیبائی در آن نهفته است.


تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.


 رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.


 تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.


 محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است.


.... و هدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به سوی آن.


زندگینامه استاد حمید سمندریان

حمید سمندریان (۱۳۱۰ تهران - ۱۳۹۱ تهران) کارگردان ایرانی تئاتر بود که در سال ۱۳۴۲ گروه تئاتری منسجمی به‌نام گروه هنری پاسارگاد تشکیل داد.

 

زندگینامه

 

حمید سمندریان در سال ۱۳۱۰ در تهران متولد شد. شروع فعالیت تئاتریش در حین تحصیل در دوره متوسطه بود او در کلاس‌های تئاتر و هنرپیشگی استادان حسین خیرخواه، شباویز و نصرت کریمی شرکت و تحصیل نموده‌است این کلاسها زیر نظر استاد عبدالحسین نوشین اداره می‌شد. حمید سمندریان همچنین ویلون می‌نواخت و از شاگردان ذوالفنون بود.

 

وی پس از اتمام دوره دبیرستان به اروپا سفر کرد و در آلمان دوره مهندسی شوفاژ سانترال را در دانشگاه صنعتی برلین گذراند اما بعد از آن به کنسرواتور عالی موسیقی و هنرهای نمایشی هامبورگ وارد شد. برخورد با تئاتر آن‌قدر برایش گسترده بود که مجالی برای موسیقی نمی‌گذاشت و شاید برای همیشه از موسیقی خداحافظی کرد.

 

وی طی شش سال به صورت آکادمیک تحت آموزش ادوارد مارکس که یکی از استادان برجسته تئاتر بود اصول و مبانی کارگردانی و بازیگری را آموخت و همزمان در آلمان به صورت حرفه‌ای مشغول به کار شد.

 

وی پس از پایان این دوره به دعوت اداره هنرهای نمایشی دراماتیک اداره کل هنرهای زیبای کشور به ایران برگشت و به سرعت نمایشنامه دوزخ یا دربسته اثر ژان پل سارتر را در تالار نوبنیاد همین اداره به روی صحنه آورد، ضمنا با همکاری دکتر مهدی فروغ به تاسیس هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک که وابسته به هنرهای زیبای کل کشور بود دست زد.

 

بعد از آن حمید سمندریان به دعوت مهندس هوشنگ، دکتر برکشلی و با همکاری دکتر مهدی نامدار دانشکده تئاتر دانشگاه تهران را بنیان گذاشتند و کار تدریس را بدون وقفه تا به امروز در دانشگاه‌های تهران و کلیه دانشگاه‌های تئاتری ادامه داد.

 

در سال ۱۳۷۳ به تاسیس کلاس‌های آزاد بازیگری و کارگردانی دست زد که هنرجویان بسیار زیادی از آنجا دانش‌آموخته شدند و به عرصه حرفه‌ای هنر وارد شدند .

 

بسیاری از هنرمندان مطرح کشور ازشاگردان او محسوب میشوند.ازجمله سعید پور صمیمی-مریم معترف-سوسن تسلیمی-فریبرز عرب نیا-احمد آقالو-پرویز پور حسینی-امین تارخ-احمد ساعتچیان-محمد رحمانیان-محمد رضا جوزی-محمد یعقوبی-امیر جعفری-فتحعلی اویسی-فردوس کاویانی-مهران مدیری-خسرو سینا-میر طاهر مظلومی- پیام دهکردی- نوید فرید - شهاب حسینی - حامد کمیلی - حامد بهداد -نگار فروزنده- یوسف تیمور ی-رابعه اسکویی-مجید صالحی-فرزاد حسنی-شهرام عبدلی-قطب الدین صادقی-کیومرث مرادی-علیرضا اشکان-حمید فرخ نژاد-الیکا عبدالرزاقی-حمید میهن دوست-آشا محرابی-حسام نواب صفوی و ...

 

حمید سمندریان در سال‌های پیش از انقلاب، سال ۱۳۴۲ گروه تئاتری منسجمی به‌نام گروه هنری پاسارگاد تشکیل داد که افراد گروه عبارت‌اند از: پرویز پورحسینی، سعید پورصمیمی، پری صابری، اسماعیل محرابی، جمشید مشایخی، پرویز کاردان، محمد حفاظی، منوچهر فرید، ثریا قاسمی، اسماعیل شنگله، مهدی فخیم‌زاده و ...

 

سمندریان روز 22 تیرماه سال 1391 در سن 81 سالگی پس از درگیری طولانی با سرطان کبد درگذشت. این اتفاق در حالی افتاد که همراهان و شاگردان همیشگی‌اش تصمیم گرفته بودند برای بهتر شدن حال استادشان، بار دیگر اجرای نمایش «بازی استریندبرگ» را که او سال‌ها پیش به صحنه برده بود با همان بازیگران قبلی یعنی هما روستا، رضا کیانیان و پیام دهکردی پاییز امسال به صحنه ببرند و حتی بخشی از تمرینات اولیه این نمایش نیز در منزل شخصی او آغاز شده بود.
 

مطالبی در مورد قم

فرشته بر آسمان قم

قال الصادق جعفر بن محمد علیه‏السلام: 

«ان لعلی ملکا رفرف علیها بجناحیه لا یریدها جبار بسوء الا اذابه الله کذوب الملح فی الماء» 

امام صادق علیه‏السلام فرمودند: «در آسمان قم فرشته‏یی قرار دارد، که پرهایش را به شهر قم پهن کرده است. هر جبار ستمگری قصد سوء به قم را داشته باشد، خداوند او را آنچنان ذوب می‏کند، که نمک در آب ذوب می‏شود!»[11.

سلام خدا بر مردم قم

قال الامام الصادق علیه‏السلام 

سلام الله علی اهل قم: «یسقی الله بلادهم الغیث، و ینزل الله علیهم البرکات، و یبدل سیآتهم حسنات...» 

امام صادق علیه‏السلام فرمودند: «سلام خدا بر مردم قم! خداوند سرزمین آنها را با بارانش سیراب می‏کند، برکاتش را بر آنها نازل می‏نماید، و گناهانشان را به نیکی‏ها تبدیل می‏سازد.»[12.

اهل رکوع و سجود

قال الامام الصادق علیه‏السلام: 

«... هم اهل رکوع و سجود، و قیام و قعود، هم الفقها العلماء الفهماء، هم اهل الدرایة و الروایة و حسن العبادة» [13] .

«آنها مردم قم اهل رکوع، سجود، قیام و قعود در عبادت هستند. آنها فقها، دانشمندان، افراد هوشمند، فهیم و روایت شناس بوده، و عبادات خود را به نیکویی انجام می‏دهند.» 

مردم قم، ضامن بقای دین

قال المعصوم علیه‏السلام: 

«لولا القمیون لضاع الدین» [14] .

«اگر مردم قم نبودند، دین تباه و ضایع می‏شد.» 

توقف کشتی نوح در قم

ابومقاتل دیلمی از حضرت علی بن محمد علیه‏السلام روایت می‏کند: 

«انما سمی قم به لانه لما وصلت السفینة الیه فی طوفان نوح علیه‏السلام، قامت و هو قطعة من بیت المقدس.» [15] .

«همانا قم به این اسم نامیده شد، چون کشتی نوح علیه‏السلام در جریان طوفان به آنجا رسید، و حرکت نکرد؛ و آن، قطعه‏یی از بیت‏المقدس است.» 

احادیثی از امام رضا (ع)

- البته امر به معروف و نهی از منکر بکنید و گرنه بر شما حکومت خواهد کرد و عامل خواهد شد بدهای شما سپس خوبان شما دعا می‏کنند و مستجاب نخواهد شد . 

- هر که حق سپاسی نعمت مخلوق را بجای نیاورد سپاس خدای را بجای نیاورده . 

- آدم سخی غذای مردم را می‏خورد تا غذایش را بخورند و آدم بخیل از غذای مردم نمی‏خورد تا از غذایش نخورند. 

- چون یکی از شما بیمار شد باید به مردم اذن دهد بر او وارد شوند زیرا هیچ کس نیست مگر آنکه برای او دعای مستجابی هست. 

- خمیازه کشیدن از شیطان و عطسه نمودن از خدای عزوجل است. 

- امام رضا (ع) فرمود: ایمان ، باور و تعهدی به قلب ، و گفتاری به زبان و عمل به جوارح و ارکان است (و) ایمان جز این چنین نمی‏باشد. 

- از حضرت رضا (ع) روایت شده که حضرت باقر (ع) فرمود: هر کس از شیعیان ما مبتلا شد به بلائی پس صبر کرد خداوند می‏نویسد برای او مانند اجر هزار شهید. 

- از حضرت رضا (ع) در مورد قول خداوند (فمن یردا... ان یهدید یشرح صدره للاسلام.) فرمود هر کس خدا اراده کند که او را هدایت کند به واسطه‏ی ایمانش در دنیا بسوی بهشتش و دار کرامتش در آخرت شرح صدر به او عطا می‏کند. برای آنکه تسلیم خدا شود و به او وثوق پیدا کند و سکون و آرامش بیابد به آنچه خدا به او وعده فرمود از ثواب و پاداش نیکش تا آنکه به او اطمینان یابد. 

- حضرت رضا (ع) : زمانی که امت من در مورد امر به معروف و نهی از منکر کار را به گردن دیگران بیندازند و هر شخصی یا دسته‏ای به انتظار بنشیند که دیگران آن کار را انجام دهند در این صورت باید در انتظار فرا رسیدن عذاب الهی گرفتار شدن به یک زندگی نکبت‏بار باشند. 

5- بلند خواندن بسم ا... الرحمن الرحیم در تمام نمازها مستحب است