تست هوش از غضنفر

تست هوش از غضنفر ...فرق بلال و خیار چیست؟

 

 

شباهت بلال و خیار چیست؟

هیچكدامشان در «تایتانیك» بازی نكردند

 

چرا روی آدرس اینترنت به جای یك دبیلیو، سه تا دبیلیو می‌گذارند؟

چون كار از محكم‌كاری عیب نمی‌كنه

 

برای قطع جریان برق چه باید كرد؟

باید قبض آن را پرداخت نكرد

 

آخرین دندانی كه در دهان دیده می‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی

 

چطور می‌شود چهارنفر زیر یك چتر به‌ایستند و خیس نشوند؟

وقتی هوا آفتابی باشد این كار را انجام دهند

 

چرا لك‌لك موقع خواب یك پایش را بالا می‌گیرد؟

چون اگر هر دو را بالا بگیرد، می‌افتد

 

چرا دو دوتا می‌شود پنج تا؟

چون علم پیشرفت كرده

 

اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چیست؟

طلاق

 

چه طوری زیر دریایی رو غرق می‌کنن؟

یه غواص میره در می‌زنه

 

خط وسط قرص برای چیه؟

برای اینكه اگه با آب نرفت پایین با پیچ‌گوشتی بره

 

اگه یه نقطه آبی روی دیوار دیدید كه حركت می‌كند چیست؟

مورچه‌ای است كه شلوار لی پوشیده

اس ام اس فلسفی اما طنز

سه مرحله احمقانه در زندگی

وقت داری! انرژی داری! اما پول نداری!

پول داری! انرژی داری! اما وقت نداری!

پول داری! وقت داری! اما انرژی نداری!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

منطقِ پدر و مادر از تحصیل در دانشگاه:

“این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمی تونی‌ باز کنی‌!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

رفتم ماشینو از پارکینگ بگیرم یارو میپرسه میرید داخل؟

میگم پ نه په دیگه مزاحمتون نمیشم فقط به ماشینم بگید من دم در منتظرشم!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

همیشه از بچگی یه موضوعی برام سوال بوده…

این چوب بستنی ها هست که دکتر ها می کنن تو حلق مریض

کیم هاش رو کی خورده!؟

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

یکی از شباهتهای اکثر خانومها اینه که

طرز تهیه انواع استیک و ژیگو رو از برنامه آشپزی دنبال می کنن

آخرش شام همون کوکو سبزی رو درست میکنن!

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

توانا بُوَد , هر که ‘ دارا ‘ بُوَد ….. زِ ‘ ثروت ‘ دلِ پیر , بُرنا بُوَد
به ثروت هر آن ابله بی سواد …… به نزد کسان ، به به ! چه آقا بود

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

سلام داداش

شمارتو دادم به خواهر یکی از دوستام میخواد بهت زنگ بزنه ، طلاق گرفته

احتیاج به هم صحبت داره ، لطف کن باهاش حرف بزن بذار باهات درد و دل کنه

من حسابی ازت تعریف کردم منو ضایع نکنی !!!

(ستاد ایجاد ذوق و روحیه کاذب در مردان !)

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

دانشمندان به یه نتیجه منطقی رسیدن:

از یه جائی‌ به بعد بحث کردن دیگه فایده ایی نداره،باید فحش بدی !

◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

جوک های پ نه پ خنده دار

تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه ؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۴۰ تا بزن !
میگه ۴۰ لیتر ؟
پـَـ نـَـ پـَـ ۴۰ تا قاشق چای خوری !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
دارم رو تردمیل عینه خر میدووم ، یارو مبگه اینجوری میدویی لاغر کنی ؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم … !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
دست زدم به لوله بخاری گفتم این که سرده !!! مامانم گفت یعنی خاموشش کنیم ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ وایسیم الان آقای ایمنی میاد میگه اشکال کجاست !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
    داره مثل اسب دروغ میگه ، منم خندم گرفته برگشته میگه داری به من میخندی ؟
    گفتم پـَ نه پـَ کارم از گریه گذشته ، به آن میخندم !
  •.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
    استاد بهم داده ۴ ! رفتم پیشش میگم استاد میشه چند لحظه وقتتون بگیرم ؟
    میگه نمره میخوای ؟؟؟ گفتم پ ن پ واسه امر خیر مزاحم شدم ، مارو به غلامی بپذیر ! 
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
جلسه ی آخر کلاس بود ، بچه ها داشتن از استاد در مورد امتحان می پرسیدن که قراره چطوری سوال بده ! یکی پرسید : استاد جا خالی هم میدین ؟
استاد هم گفت : پ ن پ وامیستم بهم تیراندازی کنید !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
رفتم بقالی میگم پودر ماشینی دارید ؟ میگه برای ماشین لباسشویی ؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ برای ماشین سواری ، بریزم تو باکش هوارو کثیف نکنه !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
یارو خودشو دار زده ، رفیقم میگه به خاطر مشکلات زندگی اینکارو کرده ؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخواسته نیروی کشش طناب رو اندازه گیری کنه !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
بهش میگم آب در هاون نکوب ! میگه یعنی کار بیهوده نکنم ؟؟؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ ممکنه مولکولهای آب رو له کنی !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
دارم تاریخ تولید و انقضای تن ماهی رو نگاه میکنم ، صاحب مغازه میگه : میخوای ببینی فاسد نشده باشه ؟
میگم : پـَـ نـَـ پـَـ میخوام ببینم تاریخ تولدش کیه تا واسه تولدش آکواریوم بزرگتر بخرم !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
ماشینم خراب شده وسط خیابون ، زنگ زدم به داداشم میگم آب دستته بذار زمین بیا پیش من ! میگه کارم داری ؟؟؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ آب گرون شده ، همون یه لیوانم صرفه جویی بشه خیلیه !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
نونوایی از جمعیت داره منفجر میشه یه یارو اومده میگه اینا همه توی صف هستن ؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اینا اومدن شاطرو تشویق کنن !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
محکم زدم زیر گوشش برگشته میگه کار بدی کردم ؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ خواستم قدرت انگشتا و چرخش مچمو تست کنم !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
به دوستم میگم : نمره ها رو زدنا !!! میگه : با شماره دانشجویی ؟
میگم : پ ن پ با شماره کفش ، اونایی هم که دمپایی داشتن رو هم مردود کرده !
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
اومدم در قابلمو رو بردارم و یه ناخنک بزنم که یهو دستمو کشیدم ! بابام که داره قهقهه میزنه میگه داغ بود ؟؟؟؟؟
با عصبلانیت گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اتصالی کرده بود برق گرفت !!!
•.•.•.•.•.•.•.•.•جوک پ نه پ•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•
رفتم کارخونه بابام به منشیش میگم : بابام هست ؟ میگه آره میخوای بری تو ؟
گفتم پ نه پ فقط میخواستم آمارشو بگیرم یه وقت شیطونی نکنه 

هم نشینی با خرها

به گزارش ایران دید: روزی بهلول، پیش خلیفه ” هارون الرشید ” نشسته بود . جمع زیادی از بزرگان خدمت خلیفه بودند .

طبق معمول ، خلیفه هوس کرد سر به سر بهلول بگذارد. در این هنگام صدای شیهه اسبی از اصطبل خلیفه بلند شد.

خلیفه به مسخره به بهلول گفت: برو ببین این حیوان چه می گوید ، گویا با تو کار دارد.

بهلول رفت و بر گشت و گفت:این حیوان می گوید: مرد حسابی حیف از تو نیست با این” خر ها ” نشسته ای. زودتر از این مجلس بیرون برو. ممکن است که : ” خریت ” آنها در تو اثر کند.

قصه ی درخت جاودانگی


وقتی، دانایی به طریق داستان گفته بود که درختی در هندوستان است که هر که میوه ی آن را بخورد عمر جاودان می یابد. پادشاهی این سخن شنید، او از فرط راستی (سادگی - شاید هم طمع به عمر زیاد) کسی را به هند فرستاد تا میوه ی آن درخت را بیاورد.

آن مرد سال ها در هند به جستجو پرداخت. از هر که می پرسید مسخره اش می کردند که این مرد دیوانه است. بعضی ها هم به زبان تعریف و حمد ریشخندش می نمودند و او را به این سو آن سو می فرستادند و درخت هایی را نشانش می دادند. سرانجام وقتی آن پیک خسته، درمانده و نومید و اشک بار آهنگ بازگشت کرد، شنید که در همان مکان شیخی عالِم که قطبی بزرگوار است سکنی دارد با خود گفت : «من که کار دارم توفیق نیافتم، اکنون به نزد او بروم باشد که دعای خیری نماید.» با چشمی اشکبار نزد شیخ رفت.

شیخ پرسید : «از چه چیز نا امید هستی، موضوع چیست ؟»

مرد گفت : «شاه مرا بدین فرستاده تا درختی را که می گویند هر که میوه ی آن را خورد حیات جاودانه می یابد، پیدا کنم ولی سال ها گشته ام و نیافتم.»

شیخ خندید و بگفتا ای سلیم                   این درخت علم باشد در علیم
بس بلند و بس شگرف و بس بسیط           آب حیوانی و دریای محیط
تو به صورت رفته ای گم گشته ای         زان نمی یابی که معنی هشته ای
 آن یکی کش صد هزار آثار خاست           کمترین آثار او عمر بقاست

آخر چرا به الفاظ و اسم ها چسبیده ای ؟ چرا به معنی و ذات و حقیقت توجه نمی کنی ؟
هر که به دنبال اسم بگردد به جایی نمی رسد باید مسمی را جست (نه این که تاریخ بافی کرد که مثلا مریم مادر یحیی را دید یا ندید یا رستم بود یا نبود.)

در گذر از نام و بنگر در صفات           تا صفاتت ره نماید سوی ذات
اختلاف حق از نام اوفتاد                   چون به معنی رفت، آرام اوفتاد