مطالبی در مورد نوروز
سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. بسیار گفته اند. بسیار شنیده اید. پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا، هست. مگر نوروز خود را مکرر نمی کند؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده. عقل تکرار را نمی پسندد. اما احساس تکرار را دوست دارد. طبیعت تکرار را دوست دارد. جامعه به تکرار نیازمند است و نورورز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس و جامعه هر سه دست اندرکارند
نوروز که سالهاست بر همه جشنهای جهان فخر می فروشد از آن رو هست که یک قرار داد مصنوعی اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین، آسمان و آفتاب، و جوش شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر آغاز. ( 1 )
در دوران هخامنشیان، تخت جمشید محل جشن گرفتن نوروز بود ولی نه نوروزی که ما امروز جشن میگیریم. برای آنها نوروز مقدس و کیهانی بود. در باور هخامنشیان نیایش برای سالی که در پیش است، در اولین روز سال، از همه اوقات موثرتر است. و فقط در این روز نمایندگان مردم از سراسر امپراتوری میآمدند تا با حضور در جشنهای سال نو، احترام و محبت خویش را نسبت به شاه ابراز کنند و در عین حال با او به نیایش خدا بپردازند. از جشن نوروز پیش از دوران هخامنشیان سندی در دست نیست.
سال هاست که مردم ایران نوروز را خود در خانه هایشان جشن می گیرند. اما در اصل نوروز جشنی عمومی و ملی است که باید در محیط های عمومی مانند پارکها، فرهنگسراها و خیابانها برگزار شود.
نوروز ایرانیان که در آغاز فصل بهار جشن گرفته می شود پیام آور نوشدگی سال و آمدن گرما و مرگ زمستان و باززایی طبیعت و زمان خروج انسان از عالم خمودگی و پیوستن به طبیعت و شروع حیات اجتماعی دوباره در جامعه و کار دسته جمعی در بیرون از خانه و در مزرعه و باغ و بوستان است. دگرگونی طبیعت در گردش سال و نقش آن در زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم واکنش هایی نمادین در فرهنگ رفتاری مردم پدید آورده که مجموعه ای از آیین ها و آداب و رسوم به هنگام نوروز نمایان می شوند. بسیاری از رفتارهای آیینی و نمادین مربوط به نوسال و نوروز با اسطوره های اولیه در جامعه های انسانی سرزمین ایران ارتباط دارند و نشان دهنده رفتارها یا رخدادهایی هستند که در آغاز شکل گیری آن جامعه ها پدید آمده یا روی داده اند.
نوروز ایرانیان در آغاز فروردین و فصل بهار هم جشن اهورامزدا ایزد بزرگ دین مزدیسناست که در روز اورمزد نخستین روز از نخستین ماه سال برگزار می شود و هم روز آفرینش جهان و کائنات و انسان است.
زمستان سرد و سنگین و دلگیر را با همه مقتضیاتش پشت سر می گذاریم و فصلی تازه در زندگیمان شروع می شود. درختان از نو جوانه می زنند و گلها با شکوفه های عطر آگین می شکفند. طبیعت از خواب زمستانی برمی خیزد.
گاهی گمان نمیکنی ولی میشود/گاهی نمیشود که نمیشود/گاهی هزار دعا بی استجابت است/گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود/گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست/گاهی تمام شهر گدای تو میشوند.